چهارشنبه سوری

  با تمام دلم...
برای سلامتی مردم سرزمینم.
«
چهارشنبه ی آخر»
هلهله، ترقه و آتش
مردم کوچه ها همه خوشحال
نم نمک بوی عید می آمد
آخرین چهارشنبه ی سال
***
بچه ها گرم شیطنت با هم
دور آتش چه خوب رقصیدند
وحشت اما به جانشان افتاد
لحظه ی انفجار را دیدند
***
شعله های حریص و سوزنده
داده بود اختیار خود از دست.
صورت کوچکی پر از خون شد.
چشم معصوم کودکی را بست
***....
مادر از دردِ کودکش می سوخت
چهره اش داشت می فرسود..
از نگاهش ستاره می افتاد
آتش این بار توی قلبش بو د...


[ یکشنبه 27 اسفند 1391 ] [ 15:10 ] [ knifelove ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید