ببـــار بـــاران
یــاریم کن وبپوشـــان اشکــهایم را
نمیدانم تو بیشتر دلتنگی یا من؟ تو همراه دلتنگی هایت
فریاد میزنی
اما من محکوم به سکوتم، این است فرق من و تو
آنقدر احساس وصبرم سرد وگرم شده اند که بیچاره دلم هم
در حال انفجار است
طفلک به تنگ آمده ..
میخواهید فرزندتان پسر شود: عجله کنید! هر چه سن پدر بالاتر برود، احتمال تولد فرزند دختر افزایش مییابد، و البته به همان میزان هم خطر سقط جنین یا تولد کودک دچار اختلال ژنتیکی افزایش مییابد. فقط این زنان نیستند که باید نگران تیکتاک ساعت تناسلی خود باشند. به نظر میرسد که کیفیت اسپرم مردان هم بعد از سن 35 سالگی رو به زوال میگذارد. چنین به نظر میرسد که هر چه سن پدر بیشتر باشد، نسبت اسپرمی که کروموزوم جنسی X را حمل میکند، به اسپرم حاوی کروموزوم جنسی Y بالاتر میرود، به این معنی که باباهای پیرتر ، احتمال دختر شدن بچهشان بیشتر است.
جفت کروموزوم جنسی مردان به صورت XY و جفت کروموزومهای جنسی زنان به صورت XX است و این بحث که آیا کمیت و یا کیفیت اسپرم مردان با افزایش سن افت میکند یا خیر، همیشه جنجالبرانگیز بوده است.
یک متخصص باروری در دانشگاه شفیلد انگلستان به نام آلن پیسی، میگوید: «با این وجود، شواهد همهگیرشناختی نسبتا قانع کنندهای وجود دارد که بچه دار شدن برای مردان پیرتر، کار سختتری است (فارغ از این که سن مادر چقدر باشد) و با افزایش سن مردان، خطر سقط جنین در همسر آنها افزایش مییابد». همچنین خطر این که مردان پیرتر، صاحب فرزندانی با اختلالات ژنتیکی شوند، اندکی بیشتر از دیگران است.
برای بررسی این مدعا، برونتی استون در «آزمایشگاههای فنآوری تناسلی» در لوس آنجلس و همکارانش، نمونههای اسپرم بیش از 5081 مرد در سنین بین 16 و 72 سال را تحلیل کردند. آنها متوجه یک زوال در کمیت و کیفیت اسپرم مردان بعد از سن 35 سالگی شدند. در برخی از مطالعات قبلی، چنین ادعا شده بود که این کاهش تا سن 50 سالگی شروع نمیشود.
پیسی میگوید: «خواه 35 سال و خواه 40 سال، پیغام این تحقیق و دیگر مقالات این است که آن مردان باید از تغییرات وابسته به سن خود در سیستم تناسلی خود اگاه باشند و اگر دوست دارند که روزی پدر شوند، نباید دست روی دست بگذارند». این تحقیق همچنین کاهشی را در نسبت اسپرمهای حامل Y به X در مردان بالای 55 سال نشان داده است، هرچند علت آن روشن نیست!
تو چه گفتی سهراب؟
قایقی خواهم ساخت ...
با کدوم عمر دراز؟
نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند
با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد
سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت
پس بگو ای سهراب ... شعر نو خواهم ساخت
بیخیال قایق ....
یا که میگفتی ....
تا شقایق هست زندگی باید کرد؟
این سخن یعنی چه؟
با شقایق باشی.... زندگی خواهی کرد
ورنه این شعرو سخن
یک خیال پوچ است
پس اگر میگفتی ...
تا شقایق هست، حسرتی باید خورد
جمله زیباتر میشد
تو ببخشم سهراب ...
که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم
بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا
بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، من جوانی پیرم
زندگی رویا نیست
زندگی پردرد است
زندگی نامرد است، زندگی نامرد است!

؟
او که تمام زندگیش شیرین بود.









