دلخــــور که میشوم
بغض میــکنم ...
می آیم پشت صفحه ی مانیتورم ...
کامنت مینویسم و
صورتک میگذارم ...
صورتکی که میخندد "D:"
و پشتــش قایم میشوم
که فکر کنی میخندم
و بخندی...
اشکهایم میـــــــآیند و من
مدام با صورتک مجازی ام میخندم...
تو که میــخندی
باورم میشـــود ...
شاد میشوم
اشکهام روی گونه ام می خشکند ...!
روانشناسی چهره ها در چشمان یک نوع روانشناسی بدبع و جدید است که به تازگی کارشناسان به آن پی برده اند.
شما میتوایند با اینگونه روانشناسی در برقراری ارتباط به دیگران و همچنین واکنش های غیر قابل پیش بینی آنها را در برخورد اول پیش بینی کنید.
یکی از مهمترین ابزار برای برقراری ارتباط روانشناسی قوی و علمیست
شما می توانید با روانشناسی چهره که به سادگی انجام میپذیرد ار ارتباط تان لذت بیشتری را تجربه کنید....
چشمان درشت و زیبا :
نشان دهنده صفا، صمیمیت، هنرمند و عاطفی، منصف و غیرتمند، تمایل به اغراقگویی، دارای ذهنی روشن و متعالی، در دوستی خونگرم، مدیران موفقی هستند.
چشمان بهم نزدیک و کم فاصله:
حسودی و کوتاه نظری، احساساتی، زنان این گروه درونگرا و پنهان کار، حیله گر و حسابگر، موفق در امور تجاری و سیاسی
چشمان نیمه باز:
حیله گری و دلالی، غیر قابل اعتماد
چشمان خمار:
احساسی و در رویا بودن
چشمان با فاصله زیاد و دور از هم:
سادگی، درستی، فکر باز، توقعات زیاد از زندگی، بسیار زود باور، تمایل شدید به رمان و داستان، برونگرا، مردمی، وفادار
چشمان لنگه به لنگه:
چشمانی که یکی از دیگری بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خیال، قدرت فکری زیاد ندارند و قاطعیت ندارند.
چشمان برجسته وبیرون زده:
صفات منفی مثل تنبلی، پرسر و صدا، پر حرف و ظاهربین
چشمان گودرفته و تورفته:
موذی، اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر
پلکهای برجسته:
هوش، استعداد و دقیق، گاها لاابالی و مستعد در صنایع
چشمان خندان و متبسم:
شوخ، قلب پاک، استعداد در صنایع، اگر زن باشد مادری با عاطفه و مهربان.
مردمک در وسط چشم وسفیدی پیدا:
اختلال و پیچ و خم های فکری، بی باک بودن
چشمهای بادامی:
خودخواه و متکبر، مغرور، اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبی و آرامش روح.
چشمهایی که انتهایش پایین یا بالاست:
ساعی، تیزهوش و بعضا موذی و حیله گر.
چشمان ریز مثل کبوتر:
طبع ملایم، ذلالت بر راز پوشی زیاد و سکوت، محتاط و محافظه کار، صادق و راستگو، مشکل پسند، کم صبر، ناشکیبا، مردان این گروه مدیران و فرمانداران و مشاوران قوی هستند و زنان این گروه وفادار و پایدار هستند. خودخوری و استعداد هوشی زیاد.
چشمان سه گوش:
اکثرا با دیگران مشکل دارند بالاخص با نامزد خود ،بی حوصله در بحث و جدل، وسواسی، ایراد گیر، اهل نق زدن، سازگاری با محیط و حرفه های مختلف دارند. بهترین فضای کار برای این گروه فضای سیاسی است





0017and salar
بهترین باش…
تا بهترین ها عاشق تو باشند...
میخواهم ساده اعتراف کنم…
میخواهم ساده فریاد بزنم…
دلم میخواهد ذره ذره ی وجود سرتا پا آرامشت را…
در بلندای لحظه های خسته از دلتنگی ام هجی کنم…
ساده میگویم…
گوش کن … !
ع … ا … ش … ق … م … !
نگاه کن … !
آنچه را که در سادگی نگاهم پیداست…
نیازی به انکار نیست …
رَنجِشے نیست...(!)
آدَم هـا هَمیـטּ اَند...(!)
خوبَـنــد وَلے فَراموشکــــآر...،
مے آیَند...(!)
مےمـانَند..(!)
مےرَونـــــ ـ ـ ـــد...(!)
مِثل مُسافراטּ کـاروآטּ سَرآ...،
مِثل اِزدحـام ِ بے اِنتهـای ِ یکـ خیابـآטּ...(!)
کَسے بَرای ِ بودَבטּ یـامَده ، نمے آیَد...(!)

خودت نخواستي ونزار به پايه بخت و سرنوشت
دستايه بي رحم تو بود آخر قصه رو نوشت
حالا چيکار کنم بگو با اين همه دلبستگي
نه ديگه تو حرفي نزن چيزي نداري که بگي
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.

« چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گوید :
چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟
همایون لبخندی میزند و می گوید :
ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!
چارلز با عصبانیت می گوید :
نه! مگه ملکه فرد عادیه ؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!
همایون هم بی درنگ می گوید :
خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!! »
یهو اسمتونو صدا میزنه
وقتی میگین جــانم...
ناغافل جمله ی دوستت دارم رو که میشنوین
یهو دلتون هـــــری میریزه ...!
این ریختن چقد قشنگه...

آیا میدانید:
وقتی شما در حال حمل قرآن هستید؛
شیطان دچار درد شدید در سر میشود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ،
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟
فریب شیطان را نخور!!!!!
پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید و توی وب هاتون بذارید..



