از روزی میترسم که وقتی بهم میگه دوستت دارم...
یاده تو بیوفتم...
...
من که زاده ی تنهاییم...
خداتورا برای او نگه دارد...
...
گفتند فراموشش کن...
آرام میشوی...
فراموش کردم...
فقط...
قبرم کمی تنگ است...
...
درد من چشمانی بودکه...
به من اشک هدیه میداد وبه دیگری چشمک...
...
