
از ماورای یک احساس قشنگ تپش های قلب تو را می شنوم
چه زیباست از پشت این نقاب هزار رنگ حس دلتنگی تو را بوئیدن
تو را می بینم و می جویم که همچون یک باران بهاری
بر دل پائیزی من می باری و سیراب
میکنی درختان دلم راکه بارور می شوند و شکوفه می دهنددر بهار دل
چه معصومانه است عشقی که تو دیده ای را فهمیدن
به ذهنم هم نمی امد که روزی می شوی هم حس تنهایی های من
من و تو از تراوش یک چشمه ایم.... چشمه ای پر از قطرات ناب تنهایی
همان حس مشترک...
قرار داشتیم به قرب الهی برسیم نه به دختر پسرای تو خیابون و دانشگاه و سایت قرار بود جانشین خدا "خلیفه الله" باشیم نه جانشین شیطان قرار بود برای خدا عبادت کنیم نه برای شیطان تبلیغ! مراقب باش خوبی تو طناب شیطان نشه و به گردن کسی نیوفته! قرار بود سیرت زیبا داشته باشیم نه به دنبال صورت زیبا باشیم! به خودمون بیایم! کسی از آسمون نمیاد مارو بگیره و بذاره توی صراط مستقیم.. خودمون باید رو به خدا حرکت کنیم! پس رو به راه باش نه رو به بیراه...!











